زبان عربی و لهجه ی مصری

حروفی که تلفظشان در لهجه مصری با عربی فصیح متفاوت است

ث = که بعضا "ت" و در بعضی کلمات "س" تلفظ می شود.
ج = که معمولا مانند قاف تلفظ می شود.
ذ = مانند "د" و بعضا مانند "ز" تلفظ میشود.
ظ = به صورت "ز" ولی کمی با تفخیم
ق = مانند همزه تلفظ می شود مثال: قمَر=> أمَر

لهجه مصری یکی از لهجه های زبان عربی است.نشأت این لهجه در منطقه دلتای نیل(مصر سفلی) و در قلب تمدن مصر(قاهره و اسکندریه امروزی) صورت پذیرفته است و هم اکنون بیش از 79 ملیون نفر به آن صحبت می کنند. هرچند که این لهجه در اصل برای گفتار و مکالمه های روزمره و کوچه و بازاری است ولی بسیاری از هنرمندان و نویسندگان از آن برای نوشتن رمان,فیلمنامه,اشعار عامیانه و داستانهای طنز و ترانه های محلی و امثال آن استفاده می کنند. ولی با این حال زبان رائج روزنامه ها , کتابها و بیشتر برنامه های تلوزیون همان عربی فصیح است. 

 مصری ها لهجه ی خودشان را یکی از لهجات زبان عربی می دانند و بیشتر شان معتقدند که باوجود اینکه لهجه مصری از زبان عربی ریشه گرفته است ولی تفاوت آن با زبان عربی بسیار است چرا که این لهجه از زبانهای دیگر هم کم و بیش تاثیر پذیرفته است از جمله زبانهای قبطی , یونانی , ترکی , فارسی , ایتالیایی , و  فرانسوی.
و اینک نمونه هایی از این تاثیر پذیری و ورود لغات بیگانه به لهجه مصری را بررسی می کنیم:

* قبطی
o إدّي/يـِدّي = إعطي/يعطي داد می دهد
o بسة = قطة گربه

* ايتالیایی:
o جمبري Gamberi = روبيان میگو

* تركی  ( استانبولی / عثمانی ) :
o أوضة oda= غرفة که از کلمه اتاق در ترکی گرفته شده است
النهارده= الیوم امروز در اینجا پسوند ظرف ساز "ده" از ترکی گرفته شده است.
مُش یا مِش: ادات نفی مثل لیس و لا و ما(مثال مش صحیح: لیس صحیحا) این ادات نفی هم از ترکی گرفته شده است و همه اینها در ترکی فعلی و حتی ترکی ایران هم استعمال می شود.

* فارسی
o أستاذ = همان استاد فارسی
برنامج: برنامه
البته این دوکلمه وارد عربی فصیح هم شده اند.

* فرانسوی
o چيبة jupe = تنورة دامن
* انگلیسی
o فاول \ يفاول to foul= ركلة خاطئة كرة قدم خطا یا همان فول در ورزش

مختصری از قواعد لهجه مصری

 یکی از قواعد این لهجه در تلفظ تخفیف حروف(تلفظ راحت آنها)است. مصری ها همانند سوری ها و لبنانی ها و بعضی ملتهای عربی دیگر فرقی بین ضاد و ذال و ظا در تلفظ قائل نیستند و همه را "ز" تلفظ می کنند. گاهی وقتها هم اگر تلفظ ظا یا ذال برایشان سخت باشد آنرا به "ث" تبدیل می کنند.
برای روشنتر شدن این قاعده به مثالهای زیر توجه کنید:

ذبابة = دبابة مگس
ذرة = درة (به ضم ذال:ذرت – به فتح ذال: اتم)
ظلام = ضلمة تاریکی
ظل = ضل باقی ماند
ثانوية عامة = سانوية عامة دبیرستان عمومی(دولتی)
ثوم = توم سیر

اگر به صحبت کردن یک مصری گوش کنید احساس می کنید که تا حد امکان سعی می کند زبانش با دندانهایش برخورد نکند! و به خاطر همین کلمه ها را خیلی له و لورده می کند.

ما عليه شيء = ماعليهشي = معلش عیبی ندارد یا لابأس به
ما أكلت شيء = ماأكلتش = ماكلتش چیزی نخوردم

فعل مضارع در لهجه مصری مانند بسیاری از لهجه های عربی دیگر با اضافه کردن "ب" به اول فعل مضارع فصیح و و سبک تلفظ کردن علامت مضارع(مثلا همزه در صیغه متکلم وحده) ساخته می شود.مثال:

أنا أشرب الآن => بَشرب می نوشم(الان)
أنا أنام الآن => بَنام می خوابم(الان)
أنا أحبك => بَحبك دوستت دارم (نفى : مبحبكش!)

فعل مستقبل(آینده) در لهجه مصری با تبدیل سین به "ه" و در بعضی مناطق"ح" ساخته می شود.مثال:
سأشرب => هشرب یا حشرب
سأقتل => هقتل یا حقتل
سأنام => هنام یا حنام

ادات نفی در لهجه مصری همانطور که گفته شد "مش" است.البته استفاده از این کلمه هم قواعد سردرد آور خودش را دارد. مثلا اگر بخواهید از "مش" به جای "لن" و "لیس" در فصیح استفاده می کنید آنرا باید در ابتدا بیاورید. اما اگر بخواهید از آن مانند "لم" یا "لا" نفی فعل استفاده کنید "م" را در اول فعل و "ش" را در آخر می آورید. مثال:
لن أشرب = مش هشرب (مش به جای لن و "ه" به جای سین البته عرب هیچ موقع نمی گوید لن ساشرب!)
لا أشرب = مابشربش
لم أشرب = مشربتش
لم يجي = مجاش نیامد
بعضی از کلمات مصری برای حسن ختام

 ميت =بلدة ( به معنای سرزمین و دهکده)
ترابيزة = طاولة ( میز)
الحوسة = الفوضى (شلوغی بی نظمی و اغتشاش ) مانند: ايه الحوسة دي؟ که در فارسی می گوییم: این چه وضعیه؟
غيط = زمین زراعی
الحكومة = علاوه بر حکومت به معنای پلیس هم استعمال میشود
عيش = خبز (نان)
عبيط = يعني بدون عقل و ابله
لت وعجن = يعني كثرة الكلام بلا فائدة أو خير (حرف زیاد بدون فائده یا همون شرو ور خودمون)
شاكوش (قادوم) = مطرقة (چکش)
أجزاخانة = صيدلية (داروخانه)

نظرتان درمورد این لهجه چیه ؟

گروه زبان و ادبیات عربی استان همدان